تبليغاتX
غروب عشق - فراق
 

 

 

 

 

 

 

 

از ته دل بر فراقت گریه کردم گریه کردم.

بی رحمانه خندیدندو

گفتند:عجب دیوانه ای !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

از هجر غمت

درد دلم را باساز*غمناکی نواختم

تا تسکینم دهد.............

دندان به لب گرفتندو

گفتند:تو مطربی ! نا پاکی!!!!!!!!!!نا پاکی!!!

از بی رحمی تو

به گوشه ای خزیدم.

سر در آغوش غم

مستانه خندیدم

هر چند مهر سکوت است بر لبم

ولی به این عاقلان زاهد نما خندیدم................

ساز غمناک=سه تار

+ نوشته شده در  87/06/01ساعت 2:43  توسط ماریا  |