تبليغاتX
غروب عشق - ظلمت شهر

من از قعر زمان فاصله دارم هنوز

من از قعر زمان فاصله دارم هنوز

در این ظلمت شهر که می تراود غم و درد 

در نگاه طفلکی درمانده

واز شبنم احساس بشر می شود الوده

اینجا نیست کسی الوده به عشق

عشق در این وادی بیگانه

خموش تر از مرگ

و کسی نیست بخشکاند ریشه ی این همه ناجوان مردی را

 

 

 

                         

+ نوشته شده در  86/12/18ساعت 1:5  توسط ماریا  |