من و شب در تفاهم از سکوت بی دریغ
رعشه ی دلی ز غم می شکافد این سکوت
دیده در حسرت اشک. اشک در حیرت و اه
دل ز بیداد غروب می نوازد درد را
ظلمت غم عجیب در نگاه اینه وار
دل ز بیداد غروب.می شود مبهوت خویش
می نوازد طبل خویش. می نوازد طبل خویش
+
نوشته شده در
86/12/29ساعت 7:56  توسط ماریا
|