ابهت کلامت از مستی سخنانم می کاهد/
به من بگو تو از کدامین دیاری که عشق در وجود تو خلاصه می گردد.هستی از تو نشاط میگیردو عشق با تو مفهوم می یابد/
تو از کدامین دیاری که جهان از ناز نگاهت پابرجاست/
سرو در مقابل تو به افسرده قامتی می ماندو کوه ها نیز از تیر صلابت تو مایوس و در هم تنیده/
عظمت تو .گستره ی بس عظیم محبت تو.هر کاینی را به سجود وا می دارد و عشق به تو به هر چیزی نام و نشانی می بخشد/