تبليغاتX
غروب عشق - ناز نگاه
بار سنگین نگاهت شانه هایم را می لرزاند/

ابهت کلامت از مستی سخنانم می کاهد/

به من بگو تو از کدامین دیاری که عشق در وجود تو خلاصه می گردد.هستی از تو نشاط میگیردو عشق با تو مفهوم می یابد/

تو از کدامین دیاری که جهان از ناز نگاهت پابرجاست/

سرو در مقابل تو به افسرده قامتی می ماندو کوه ها نیز از تیر صلابت تو مایوس و در هم تنیده/

عظمت تو .گستره ی بس عظیم محبت تو.هر کاینی را به سجود وا می دارد و عشق به تو به هر چیزی نام و نشانی می بخشد/


+ نوشته شده در  86/12/29ساعت 9:38  توسط ماریا  |